اطلاعاتی برای شروع یک زندگی

 

تاثیر گروه خونی و روحیه افراد:

یافته‌های یک پژوهشگر ایرانی حاکی از تاثیر گروه‌های خونی بر مشارکت گروهی است به طوری که دارندگان گروه خونی A روحیه مشارکت بهتری نسبت به سایر گروه‌های خونی دارند.


نرگس علیزاده، پژوهشگر این طرح می گوید:این پژوهش بر اساس داده های جمع آوری شده از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران آزمون و تبیین شده است.

براساس نتایج این تحقیق گروه خونی A بیشترین مشارکت را در بین گروه دارا می باشد و گروه خونی O دومین و گروه خونی AB سومین رتبه را در همکاری گروهی دارند و گروه خونی B کمترین تمایل را جهت همکاری گروهی دارد و بیشتر مواقع تمایل به کار بصورت منفرد را دارند

علیزاده خاطرنشان کرد: تحقیقات زیادی در مورد تاثیر گروههای خونی بر خلق و خوی افراد انجام شده است. فروکاوا در اولین تحقیقش در مورد گروه خونی و شخصیت در 1927 اینطور نتیجه گرفت که گروه‌های خونی انسانها یکی از مهمترین تعیین کننده های خلق و خوی افراد می باشند. او گفت گروههای خونی O و B فعال (پرخاشگر، مترقی، مثبت) هستند در حالیکه گروههای A و AB (محافظه کار، تدافعی، منفی) غیر فعال هستند. وی در ادامه تحقیقاتش نتیجه گرفت که اکثر افراد با گروه خونی O دمدمی مزاج، خوش بین، اجتماعی و لجباز هستند.

براساس پژوهش‌ها، افراد گروه خونی A حالات افسردگی دارند، خجالتی، آرام، دو دل، نگران، خوددار و حساس، گروه خونی B خوش بین و امیدوار، صادق و بی ریا، شاد و بشاش، اجتماعی، سریع و دلسوز و افراد با گروه خونی AB دارای خلق و خوی ضد و نقیضی بوده و به راحتی نمی توان آنها را شناخت.

علیزاده خاطرنشان کرد: البته در همان سال‌ها محققانی بودند که با بی پایه و غیرعلمی خواندن مطالعات فروکاوا تاکید داشتند که هیچ رابطه ای بین گروه خونی و هوش، احساسات، خصوصیات فردی یا شخصیت وجود ندارد. در دهه های 60 و 70 محققان ابزارهای پیچیده تری برای ارزیابی خصوصیات اخلاقی ایجاد کردند و از آن زمان به طور گسترده روی روان رنجور خویی و برون گرایی در رابطه با گروه خونی تحقیقاتی انجام دادند.

وی تصریح کرد: محققانی به نام آنگست و مورر- گرولی (1974) در تحقیقاتشان نمرات روان رنجورخویی بالاتری بین افراد با گروه خونی B یافتند. جوگاوار (1983) متوجه شد که افراد با گروه خونی B از نظر احساسی کمتر ثبات دارند و بیشتر نگران هستند و زیاد به خود متکی نیستند. گوپتا (1990) مشاهده کرد که نمرات روان رنجور خویی در بین افراد با گروه خونی B به شدت بالاتر است. ماروتام و پراکاش (1990) نیز روان رنجور خویی بالایی برای افراد با گروه خونی B گزارش کردند.

علیزاده خاطرنشان کرد: سه تحقیق بر وجود رابطه بین روان رنجور خویی و گروه خونی تاکید کردند. ریندیس، کریستو دولوس و استفانیس (1980) صرف نظر از گروه خونی متوجه شدند زنان نمرات روان رنجورخویی بالاتری نسبت به مردان دارند.

نتایج تحقیق آنها نشان داد جنسیت می تواند یک متغیر میانی در رابطه بین گروه خونی و شخصیت باشد.

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اطلاعاتی برای شروع یک زندگی

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM